محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
1864
تاريخ الطبرى ( فارسي )
ابو سيف تغلبى گويد : پيمبر خدا صلى الله عليه و سلم با فرستادگان تغلب پيمان كرده بود كه مولودى را نصرانى نكنند و اين شرط بر فرستادگان و فرستندگان مقرر بود و بر غير اينها مقرر نبود . به روزگار عمر مسلمانان تغلب گفتند : « جزيه نخواهيد كه كوچ كنند و بروند ، زكاتى را كه از اموالشان مىگيريد دو برابر كنيد و آن را جزيه به حساب آريد كه از گفتگوى جزيه خشمگين مىشوند ، شرط كنيد كه مسلمان زاده را نصرانى نكنند . » گويد : فرستادگان قوم سوى عمر رفتند ، وليد نيز سران و دينداران نصارى را فرستاد ، عمر به آنها گفت : « جزيه بدهيد » گفتند : « ما را به ديارمان برسان ، به خدا اگر جزيه بر ما مقرر كنى به ديار روم مىرويم ، به خدا ما را ميان عربان رسوا مىكنى . » عمر گفت : « خودتان خودتان را رسوا كردهايد و با آن جماعت از عربان اطراف كه مخالفت كردهاند و رسوا شدهاند همانند شدهايد . به خدا بايد حقيرانه جزيه بدهيد . اگر سوى روم گريزان شويد دربارهء شما نامه نويسم ، آنگاه اسيرتان كنم . » گفتند : « چيزى از ما بگير و نام آن را جزيه مگذار . » گفت : « ما نام آن را جزيه مىگذاريم و شما هر چه مىخواهيد بناميد . » على بن ابى طالب گفت : « اى امير مؤمنان مگر سعد زكات را دو برابر از آنها نگرفته است ؟ » گفت : « چرا » و سخن على ع را شنيد و زكات را به جاى جزيه از آنها پذيرفت كه بر اين قرار بازگشتند . مردم بنى تغلب گردنفراز و با مناعت بودند پيوسته با وليد نزاع داشتند و وليد قصد آنها كرد . عمر خبر يافت و بيم كرد كه وليد را به زحمت اندازند و صبرش تمام شود و به آنها بتازد ، او را برداشت و فرات بن حيان و هند بن عمرو جملى را به جايش